المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
563
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
( وجوب اعلام و ضمانت ) در آيهء دوّم جايى كه مىفرمايد : « فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمانَتَهُ » ؛ « امر در اينجا وجوب را مىرساند » ، به شرط آنكه طلبى از مالك يا قائم مقام او صورت پذيرد و در هر دو آيه ترغيب و تشويقى به وجوب بازگرداندن امانت و تهديد صريح و وعظ و اندرز به بازنگرداندن آن وجود دارد ، چون در پايان آيه آمده است : « نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ ؛ خداوند چه خوب موعظه مىكند » و « وعظ » در اينجا إنذار و ترساندن از عذاب الهى و ترغيب در ثواب بازگرداندن مىباشد و خداوند مىفرمايد : « وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ » ؛ « بايد از خداوند تقوى و پروا داشته باشد » . 5 - گروه « ممدوح » در آيهء سوّم « نصارى و مسيحيان » مىباشند و گروه « مذموم » يهوديان مىباشند ، چون نصارى اموال مخالفان اعتقادى خود را حلال و جايز نمىشمردند ، بر خلاف يهوديان كه آنان ، اموال مخالفين خود را حلال مىشمردند به دليل قول پروردگار جايى كه از آنان نقل مىنمايد : « لَيْسَ عَلَيْنا فِي الْأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ » ؛ « 1 » و مقصود از « أمّىها » كسانى هستند كه در كيش آنان نيستند و خداوند متعال قول آنان را تكذيب نمود با كلمهء « وَ يَقُولُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ وَ هُمْ يَعْلَمُونَ » ؛ « آنان با علم و دانايى و اطّلاع كامل ، به خدا دروغ مىبندند » . و معناى « إِلَّا ما دُمْتَ عَلَيْهِ قائِماً » ؛ يعنى : مادام كه بالاى سر آنان باشى و مرتّب در تعقيب و پىگيرى طلب خويشتن بوده باشى « و اين كلمه مبالغه در طلب و درخواست مىباشد » . * * *
--> ( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 70 .